Saturday, April 21, 2007

من، انسان

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد!ا
اول کتاب یه دوست برام نوشته:«ماباکمال تأسف چنان دنیا را آشفته کرده ایم که مشکوکیم آیاهیچ کودکی دیگر می تواند روی زمین خوشبخت و آزاد قدم گذارد؟ اصلاً هیچ کس دیگر زندگی را دوست دارد؟ همه ی ما باید بدون هیچ «.دغدغه ی دیگربرای زیباتر شدن و دوست داشتنی تر شدن دنیا تلاش کنیم
گاهی ازاین فکرکه بچه ها دیگه گرگم به هوا بازی نمی کنن دلم میگیره!ا